دسته بندی ها

سیاست افغانستان؛ روایتی از درون (دوره دوجلدی)

وضعیت:
موجود
شرایط عمده:
برای سفارشات بیش از 5 عدد به مبلغ 855 افغانی
برند:
انتشارات عازم
قیمت فروش:
950
افغانی
تعداد:

20

به اشتراک بگذارید :

فروشنده/فروشگاه
انتشارات عازم
زبان
فارسی دری
گرانتی
سلامت فزیکی و اصالت

از متن کتاب سیاست افغانستان؛ روایتی از درون- اثر رنگین دادفر سپنتا

«دیدارهای من از پاکستان به عنوان مقام دولتی

نخستین باری که من با رهبران پاکستان رو به رو شدم، زمانی بود که به مثابة عضوی هیئت افغانستان در همراهی رییس جمهور کرزی در فبروری 2006 به اسلام آباد سفر داشتم. من در آن زمان مشاور رییس جمهور افغانستان در مسایل بین المللی بودم. از هیئت افغانستان به ظاهر، پذیرایی بسیار گرمی به عمل آمد. مسیر راه از میدان طیاره تا هوتل محل اقامت ما با شعارهایی مانند «دوستی پاکستان و افغانستان زنده باد» و تصویرهای رییس جمهور و صدراعظم پاکستان و رییس جمهور افغانستان تزیین شده بود. وقتی ما به طرف دفتر رییس جمهور روان شدیم، در برابر کاخ ریاست جمهوری آن کشور، ایوان صدر، از ما به تشریفات نظامی استقبال کردند. این استقبال به همة تشریفات و شان و شوکت نظامی صورت گرفت. اسپان تنومند و زیبای انگلیسی در پیش روی ایوان صدر، برای استقبال ایستاده بودند. روسای جمهور دو کشور پس از معاینة گارد احترام با هیئت های دو طرف که به استقبال صف بسته بودند، آشنا شدند. جنرال مشرف چهره بسیار عبوس و غیر صمیمانه داشت. از سیما و حرکات پر از نخوت و تکبر او میشد به کاراکتر او به یک دیکتاتور نظامی پی برد. بعدا وارد ساختمان ایوان صدر شدیم. در طبقة اول ساختمان، اتاقی بود با میز بیضوی شکل که قرار بود گفتگوها در آن جا بر گزار شود. توافق بر این شد تا تعداد شرکت کنندگان دو طرف در گفتگو ها را محدود بسازد. از جانب افغانستان، دکتور عبدالله وزیر خارجه، جنرال وردک وزیر دفاع و امرالله صالح رییس امنیت ملی کشور انتخاب شدند. از جانب پاکستان هم همتاهای این افراد حضور داشتند. من پس از پایان گفتگوها در جریان مذاکرات از طریق رییس جمهور افغانستان قرار گرفتم. جنرال مشرف در آغاز، حضور امرالله صالح در گفتگوها را نپذیرفته بود. وی دقیقا به رییس جمهور افغانستان گفته بود که حاضر نیست «حضور یک پنجشیری را در گفتگوها» بپذیرد. رییس جمهور افغانستان هم در پاسخ گفته بود که وی هم «حاضر نیست، حضور یک پنجابی را در گفتگوها» بپذیرد. منظور رییس جمهور کرزی جنرال کیانی بود که در آن زمان ریاست آی اس آی را بر عهده داشت. جنرال مشرف که واقعیت افغانستان نوین در ذهنش بازتاب نیافته بود، از این پاسخ حامد کرزی متحیر شده بود چرا که وی گمان میکرد که میتواند مانند دوران مجاهدان به رهبران افغان امر و نهی کند. پس از این که او با واکنش صریح رییس جمهور افغانستان رو به رو شده بود، ناگزیر حضور رییس امنیت ملی افغانستان را در این مجلس پذیرفته بود. این گفتگوها در فضای خوبی برگزار نشدند. امرالله صالح با آمادگی بسیار خوب در جلسه حضور یافته بود. وی اسناد و دوسیه های لازم را در مورد مداخله پاکستان در افغانستان و همچنان حضور ملا عمر و بن لادن را در آن کشور تهیه کرده بود. وقتی دوسیه ای را که حاوی اطلاعات دربارة حضور بن لادن در ایبت آباد پاکستان بود به جنرال مشرف داده بود، جنرال مشرف گفته بود که گمان میکنید که «پاکستان یک جمهوری کیله» ای است که ما ندانیم در کشور ما چه میگذرد و از یک پنجشیری بشنویم که در پاکستان چه خبر است!» همان طور که می دانیم بن لادن در اول ماه می 2011 در ایبت آباد پاکستان فقط چند کیلومتر دورتر از محلی که امنیت ملی افغانستان در سال 2006 گفته بود به دست نیروهای امریکایی کشته شد. رییس جمهور حامد کرزی در سال 2008 در اکادمی نظامی پاکستان به ایراد بیانیه پرداخت و در این بیانیه روی روابط دو جانبه و همچنان دورنمای رابطه با پاکستان سخن گفت. رییس جمهور در این سخنرانی خود گفت که «توسعه ی همکاری اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشورها را به عمق استراتژیک یک دیگر شان تبدیل می کند.» وی با اشاره به موضوع دیورند گفت که افغانستان خواهان حل این موضوع به همان شیوه هایی است که اروپاییان مانند آلمان و فرانسه مشکلات شان را بعد از جنگ جهانی دوم حل کردند. همگرایی منطقه ای بهترین راه حل می باشد. » اما، حتا این سخنان رییس جمهور افغانستان مورد پسند رهبران نظامی پاکستان قرار نگرفتند. آنان خواهان استقرار سلطة تمام عیار بر افغانستان بودند.

من در ماه می 2006 مسوولیت وزارت خارجه کشور مان را بر عهده گرفتم. یک ماه پس از آن، کنفرانس وزرای خارجه کشورهای  اسلامی در باکو بر گزار شد. وزیر خارجه ی ایران، منوچهر متکی از من و خورشید احمد قصوری دعوت کرد تا با هم یک گفتگوی سه جانبه داشته باشیم. این گفتگو در حاشیة این کانفرانس برگزار شد. گفتگو بیشتر برای آشنایی با همدیگر صورت گرفت. وزیر خارجه پاکستان گفت که «ما میخواهیم با شما به حیث وزیر خارجة جدید کشور شما یک گفتگوی صمیمی و جدی را آغاز کنیم. از شما خواهش میکنم تا ظرف چند روز آینده به پاکستان تشریف بیآورید.» من هم به رسم بسیار خودمانی گفتم که پاکستان، کشور برادر ماست؛ سفر به پاکستان برای من مانند سفر به خانة خودم است؛ هر زمانی که شما بخواهید من حاضرم به اسلام آباد بیایم. وی گفت «هفتة آینده چطور است؟» گفتم درست است. این تعارف بی جا موجب شد تا من بدون مشورت با رییس جمهور آماده ای سفر به پاکستان بشوم. بسیار جالب بودم که من فریب کلمات دوستانة وزیر خارجه ی پاکستان را خورده بودم. از جایگاه امروز به این قضیه مینگرم، میدانم که چنین تصمیم عاجلی بیشتر ناشی از کم تجربگی من در روابط بین المللی و آشنای و کم آشنایی به شگردهای دیپلماسی پاکستان بوده است. اما رییس جمهور افغانستان در این مورد به دو دلیل نگرانی داشت؛ یکی این که او بهتر میدانست که پاکستانی ها بیشتر حرف میزنند تا عمل کنند و دیگری هم رییس جمهور گمان می کرد که پاکستانی ها به آسانی میتوانند سیاست مداران افغانستان را در خدمت شان بسیج کنند. با آن که با درنظر داشت تجربة دوران جهاد وآن چه بر ما گذشت، میتوانم این تصور رییس جمهور را درک کنم، اما برای من به مشکل قابل توجیه بود که کسی گمان کند که کسی مانند من که زندگی اش را وقف عدالت اجتماعی و مبارزه با استبداد و فساد و زورگویی حاکمان و مبارزه با استعمار و سلطه کرده بود، تن به ذلت تسلیمی در برابر قدرت های متجاوز بدهد. گذشته از این حرف ها اگر قرار باشد پاکستان بتواند با سادگی هر سیاست مدار افغان را به جاسوسی و تسلیمی بکشاند، در آن صورت باید به آینده ی ملت مردم ما هیچ امیدی نداشت؛ اما تجربه ی کار با دستگاه های اطلاعاتی گوناگون و نفوذ گسترده ی پاکستان بر برخی از نخبگان جهادی هم به موجب شده بود که رییس جمهور کرزی نه تنها آن زمان، بل که امروز هم به مشکل میتواند از ذهنیتی که همه چیز را محصول توطئه های استخباراتی اطلاعاتی می داند، برون آید. ....»

مناسب برای:
بزرگسالان
نوع جلد:
شومیز
نوبت چاپ:
دوم
سال چاپ:
1396
امتیاز شما
نظر شما:
  • محصولات مشابه